ریسک، از یک منظر، «مفهومی فرگشتی» است؛ چراکه هرآنچه موجب تهدید تداوم گونه‌ای بوده، می‌توانسته در قالب «ریسکِ بقا» طبقه‌بندی شود. حرفه‌ها و تخصص‌هایِ مختلف، اگرچه در مفهوم بنیادین ریسک، اتفاق‌نظر نسبی دارند، درعمل اما، هر یک تعریفِ عملیاتی خاص خود را ترویج می‌کنند. از بازارهای مالی، تا حمل‎ونقل و حتی پزشکی و وکالت، ریسک (به‌معنای عام آن)، یکی از مولفه‌های بنیادین در فرایندِ تصمیم‌گیری است.

در برخی موارد، ما با داده‌یِ قابل استفاده برای محاسبه سروکار داریم؛ یعنی می‌توان ریسک را با فرمول‌های مرتبط به بستر و زمینه‌ی مورد بحث، به‌صورت قابلِ اتکا، معنادار و کاربردی، محاسبه کرد. گاهی، برای تسهیل بیانِ اهمیت، مولفه‌هایِ کیفی را کمی می‌کنیم و ساختار رتبه‌بندی می‌سازیم. اما گاهی هم، ریسک را با مشاهده‌ و احتمالاتِ شهودی برآورد می‌کنیم. 

اما در تضاربِ آرایِ متخصصان، چیزهایی قابل جمع هستند که می‌توان به‌مثابهِ اصولِ بنیادین مفهومی باعنوانِ «ریسکِ عُقلایی» بدان نگریست. به این معنا که در تصمیمی عملی، جنبه‌هایی که احتمال دستیابی به هدفِ تصمیم را تحت تاثیر قرار می‌دهند، به‌خوبی و تا بالاترین میزانِ ممکن، سنجیده شده و فعلِ تصمیم‌گیری، با آگاهی بر همه‌ی متغیرهای قابل و غیرقابل کنترلِ اثرگذار و پیامدهایِ احتمالی آن‌ها انجام شده است.

در سازمان و لحظات دشوار تصمیم‌گیری، حتی داده‌محورترین مدیران در شرایطی قرار می‌گیرند که نمی‌توانند ریسک تصمیمات خود را به‌درستی ارزیابی کنند. ترکیب داده و شهود، همراه با دانش، تجربه و شایستگی موثر بر همان شهود هم گاهی منجر به تصمیماتی می‌شود که ریسک آن‌ها به‌درستی ارزیابی نشده و در نتیجه، پیامدهای غیرمنتظره‌ای را به‌دست می‌دهند. 

سیستم‌ها و پویایی‌ها برای تصمیم‌گیری ما متوقف نمی‌شوند و گریزی از تصمیم‌گیری هم نیست. در این شرایط اما، راهکار چیست؟ گام مهم‌تر از مدنظرآوری ریسک‌ها در تصمیم‌گیری برای چیدمان یا سازوکار موثر مدیریت ریسک که در دنیای عمل بسیار کم به آن توجه می‌شود و انجام آن را بیشتر مسئولیت متخصصان ریسک می‌پندارند، تدوین سناریوهای احتمالی (پیامدهای ممکن و محتمل) پس از اتخاذ تصمیم است. به این معنا که باید بتوانیم تمامی پیامدهای ممکن و محتمل از تصمیم خود را به سناریو تبدیل کرده و حتی برای پیامدهای ناشناخته با عنوانِ «سناریویِ ایکس - X»، آماده باشیم.

مدیریتِ ریسکِ تصمیم تنها ایجاد ساختارها و سازوکارها و فرایندی تک مرحله‌ای و خطی نیست؛ بلکه، فرایند پویا بوده که حتی گاهی به‌صورت روزانه نیازمند به‌روزرسانی است. واکنش رقیب به کمپین تبلیغاتی ما، تغییرات یک‌شبه‌ی قوانین، جنگ و صدها مولفه‌ی متنوع به‌صورت مستمر بر ساختار تصمیم‌گیری، خودِ تصمیم، نتایج و پیامدهای آن اثر می‌گذارند؛ فرایندی که در بالا-و-پایین پرتنش فضای کسب‌وکار، به‌راحتی نادیده گرفته شده و زمانی اهمیت آن آشکار می‌شود که سازمان آسیب بزرگی دیده و آن‌گاه به فکر پیش‌گیری از آن در آینده می‌افتد؛ و این چرخه‌ی معیوب، گاهی سال‌ها ادامه دارد.