آيا تصميمهای اخذشده در سازمان، حتی در شرايط رعايت و انطباق کامل با سازوکارهای کنترل داخلی، منجر به بهينهترين خروجیها میشود؟ نه لزوما. اما چرا حسابرسانِ داخلی در خصوص کيفيت تصميمات اخذشده در سازمان اظهارنظری نمیکنند؟ عوامل زير شايد مهمترين دلايل اين امر باشند:
الف. عدم استقلال و اختيارِ سازمانی،
ب. عدم تخصص و دانش زمينهای،
پ. مبتنی بر قضاوت بودن فرايند تصميمگيری،
ت. فقدان روششناسی قابل اتکا برای حسابرسی فرايند تصميمگيری، و
ث. عدم توجه به ادبيات اين حوزه در مفاهيم راهبری شرکتی.
اما، همهی اين موانع قابل رفع هستند. برای مثال، میتوان:
الف. اختيار لازم برای حسابرسی کيفيت تصميمهای سازمان میتواند از طريق ارکان راهبری و مديران ارشد به حسابرسان داخلی تفويض شده و کميتهی حسابرسی متضمن استقلال انجام چنين فرايندی باشد.
ب. از افراد و متخصصان با دانش زمينهای و دارندگان تجارب مديريتی-اجرايی، در فرايند حسابرسی و تيمهای حسابرسی داخلی استفاده شود.
پ. چارچوبی قابل اتکا و کمیسازی برای سنجش صحت قضاوت (مبتنی بر حقايق و دادههای قابلِ آزمون) تدوين کرد. برای نمونه، تصميمگيری تا چه اندازه بر مبنای دادهها بوده و/يا راهکارهای جايگزين نيز بررسی شدهاند.
ت. طبق استانداردهای جهانی حسابرسی داخلی (2024)، تدوين روشهای رسيدگی اثربخش، و حتی نوآوری در آنها يکی از وظايف بنيادين مديران ارشد حسابرسی داخلی است. به کمک روشهای سنجش فرايند تصميمگيری و مديريت تصميم، امکان تدوين سازوکارهای رسيدگی اثربخش در اين حوزه کاملا فراهم است.
ث. در مفاهيم راهبری شرکتی، تاکنون توجه کافی به اين موضوع نشده و يکی از موضوعات تازه در حوزهی راهبری شرکتی و ابزار اطمينان از کارايی و اثربخشی فرايندهای آن، يعنی حسابرسی داخلی است.
در نتيجه، اين موضوع يکی از حوزههايی است که حسابرسان داخلی بايد به آن بپردازند.







دیدگاه خود را بنویسید