مسئوليتِ رعايت کنترل‌های داخلی برعهده‌ی تمامی افراد و ارکان سازمان است. به اين معنا که هر فردی در هر جايگاهِ سازمانی، به تناسب، در حوزه‌ای يا موضوعی مسئوليت اطمينان از رعايت کنترل‌های داخلی را دارد. کنترل داخلی گاهی به سادگی رعايت يک دستورالعملِ شفاهی و گاهی به پيچيدگی اطمينان از عدم وقوع تقلب است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که عدم رعايت کنترل‌ها، مسئله‌ای مهم‌تر، پرچالش‌تر و هزينه‌زاتر از مشکلاتِ ناشی از طراحی نادرست است. يعنی اجرای کنترل، از طراحی آن مهم‌تر است.

با توجه به محدوديت منابع، سازمان‌ها بايد اجرايِ اثربخش کنترل‌ها، و نه صرفا طراحی آن‌ها را در اولويت قرار دهند. يکی از مسائل بنيادين در هر سازمانی، فقدان تعريف شفاف و دقيق مسئوليت اطمينان از رعايت کنترل‌های داخلی در قالب مفهومِ «فردِ پاسخ‌گو در برابر کنترل» يا همان «مالکِ کنترل» است. تجربه نشان داده که مولفه‌های لازم برای پاسخ‌گو نگاه داشتن افراد در برابر رعايت کنترل‌های داخلی يا وجود ندارند و/يا دارای تضادهای عملياتی هستند.

نکته‌ی موثر بعدی، عدم آموزش يا ظرفيت فرد پاسخ‌گو است. به اين معنا که گاهی کارکنان، آموزش‌های کافی برای کاربست و اعمال کنترل‌ها را دريافت نکرده يا اصلا توان/ظرفيت ذهنی و/يا عملياتی برای اجرای ضوابط کنترلی را ندارند. 

در نهايت، فرايندِ پاسخ‌گويی بايد در انطباق با سازوکارِهای سنجش عملکرد و با تبيين دقيق انتظارات سازمان از افراد پاسخ‌گو طراحی و اجرا شود. افراد بايد بدانند دقيقا ملزم به انجام چه کاری بوده و در برابر چه چيزی مسئوليتِ پاسخ‌گويی دارند؛ و در صورت شکست، با چه عواقبی مواجه خواهند شد.

پارادوکس مالکيت کنترل - دکتر شاهرخ شهرابی

پارادوکس مالکيت کنترل - دکتر شاهرخ شهرابی

پارادوکس مالکيت کنترل - دکتر شاهرخ شهرابی