اقتصاد ایران در ماه‌های اخیر وارد مرحله‌ای کم‌سابقه از عدم‌اطمینان شده است. وضعیتی که در آن، هم‌زمان با فشارهای سیاسی و امنیتی ناشی از جنگ، نرخ تورم بالا، کاهش قدرت خرید، اختلال در زنجیره‌ی تامین، نوسان‌های شدید ارزی، افت سرمایه‌گذاری و تضعیف بازار نیز بر فضای کسب‌وکارها سایه انداخته است. در چنین شرایطی، بسیاری از کسب‌وکارها با مسئله‌ای فراتر از «کاهشِ سودآوری» روبه‌رو هستند؛ مسئله‌‌ی اصلی در حال حاضر، «حفظ تداوم فعالیت» و «توان بقا» در شرایطی است که هر روز پیش‌بینی‌ناپذیرتر می‌شود.

در فضایِ کنونی، دیگر نمی‌توان مدیریت ریسک را مجموعه‌ای از گزارش‌ها و کنترل‌های روزمره دانست. سازمان‌هایی که همچنان با الگوهای دوران ثبات اداره می‌شوند، اغلب در مواجهه با بحران‌هایِ پی‌درپی آسیب‌پذیرتر خواهند بود. آنچه امروز اهمیت دارد، توانایی کسب‌وکارها در سازگاریِ سریع، حفظ و ایجادِ مستمرِ نقدینگی، نگهداشت نیروی انسانی کلیدی و تصمیم‌گیری در شرایط سرشار از ابهام است. برای کمک به جامعه‌ی مدیران و تصمیم‌گیرندگان اقتصادی در شرای فعلی، 5 ریسک مهمی که بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی با آن مواجه‌اند، همراه با تحلیلِ شرایط و راهکارهای عملیاتی در ادامه بررسی شده است. 

یک. ریسک کاهشِ قدرتِ نقدینگی و سرمایه‌یِ در گردش

در بسیاری از شرکت‌ها، بحران اصلی نه کاهشِ فروش، بلکه کاهش قدرت نقدشوندگی و فرسایش سرمایه‌ی در گردش است. در اقتصاد تورمی، فاصله‌ی زمانی میانِ خرید مواد اولیه، تولید، فروش و وصول مطالبات می‌تواند موجب کاهش شدید ارزش وجوه نقد سازمان شود. به بیان دیگر، سازمان شاید از نظر حسابداری سودآور باشد، اما در عمل با کمبود نقدینگی مواجه است. افزایشِ مستمر و فزاینده‌ی هزینه‌های عملیاتی، دشواری دسترسی به منابع مالی، محدودیت تسهیلات بانکی و افزایش ریسک عدم پرداخت بدهی مشتریان، فشار مضاعفی بر جریان نقدی سازمان‌ها وارد کرده است. بسیاری از کسب‌وکارها بدون آگاهی از این امر، بخش مهمی از سرمایه‌ی در گردش خود را در اثر تورم از دست می‌دهند.

راهکارهایِ پیشنهادی

  • پایش روزانه و مستمر جریان‌های نقدی و تبدیل مدیریت نقدینگی به یکی از اولویت‌های      اصلی مدیریت ارشد 
  • کاهش فروش‌های اعتباری بلندمدت و بازنگری در شرایط وصول مطالبات
  • طبقه‌بندی مشتریان بر اساس ریسک اعتباری و مدنظرآوریِ احتمال تاخیر در پرداخت‌ها
  • تمرکز بر حفظ نقدینگی به جای توسعه شتاب‌زده فعالیت‌ها
  • خرید هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده مواد اولیه حیاتی پیش از جهش‌های قیمتی 
  • طراحی سناریوهای مالی برای شرایط بدبینانه و بحرانی
  • ایجاد ذخایر دارایی با قابلیت حفظ ارزش در برابر تورم
  • بازنگری در ساختار هزینه‌ها و حذف هزینه‌های غیرضروری

دو. ریسک اختلال در زنجیره‌یِ تامین و وابستگیِ عملیاتی

در شرایطِ عدم‌اطمینان، زنجیره‌ی تامین دیگر یک مسئله‌ی عملیاتی نیست. بلکه به یکی از مهم‌ترین ریسک‌های راهبردی سازمان تبدیل شده است. وابستگی بیش از حد به تامین‌کنندگان محدود، واردات کالاهای حیاتی، مسیرهای حمل‌ونقل خاص یا زیرساخت‌های ناپایدار، می‌تواند کل عملیات سازمان را با اختلال مواجه کند.

در چند ماه اخیر، بسیاری از شرکت‌ها با تاخیر در تامین کالا، محدودیت‌های وارداتی، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، نوسان نرخ ارز و دشواری دسترسی به برخی اقلام حیاتی روبه‌رو بوده‌اند. در چنین فضایی، سازمان‌هایی که تنها بر کاهش قیمت خرید تمرکز کرده‌اند، اغلب آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به شرکت‌های دارای زنجیره‌ی تامین تاب‌آور دارند.

راهکارهایِ پیشنهادی

  • شناسایی اقلام و فرایندهای تامینِ حیاتیِ کسب‌وکار
  • ترسیم نقشه‌ی وابستگی‌های عملیاتی و شناسایی نقاط شکست احتمالی در عملیات
  • شناسایی تامین‌کنندگان جایگزین برای کالاها و خدمات کلیدی 
  • افزایشِ سطح ذخایرِ موجودی برای اقلام راهبردی 
  • کاهش وابستگی به منابع وارداتی در موارد امکان‌پذیر 
  • ارزیابی ریسک جغرافیاییِ تامین‌کنندگان و مسیرهای حمل 
  • طراحی برنامه‌های واکنش در شرایط اختلال شدید 
  • بازنگری در توافق‌ها و جرایم سطح خدمت تامین‌کنندگان 
  • پیش‌بینی سناریوهای قطعی اینترنت، اختلال انرژی و محدودیت‌های تامین 

سه. ریسک تضعیف سرمایه‌یِ انسانی و از دست‌رفتن نیروهایِ کلیدی

یکی از مهم‌ترین ریسک‌های پنهان سازمان‌ها در شرایط فعلی، فرسایشِ سرمایه انسانی است. کاهش قدرت خرید، نااطمینانی اقتصادی، فشارهای روانی ناشی از بحران‌ها و افزایش تمایل به مهاجرت، موجب شده بسیاری از نیروهای متخصص انگیزه و تعلق سازمانی خود را از دست بدهند. از سوی دیگر، برخی شرکت‌ها برای کاهش هزینه‌ها به تعدیل نیرو روی آورده‌اند؛ تصمیمی که اگر بدون ارزیابی دقیق انجام شود، می‌تواند به از دست رفتن دانش سازمانی و تضعیف توان عملیاتی منجر شود. در بسیاری از صنایع، جایگزینی نیروهای متخصص (مانند اکوسیستم استارتاپی) دیگر به سادگی گذشته ممکن نخواهد بود.

راهکارهایِ پیشنهادی

  • شناسایی کارکنان کلیدی و تدوین برنامه‌های نگهداشت اختصاصی 
  • بازنگری در نظام جبران خدمات متناسب با شرایط تورمی 
  • استفاده از مزایای غیرنقدی و حمایت‌های رفاهی مؤثر 
  • مستندسازی دانش تخصصی و کاهش وابستگی به افراد 
  • طراحی برنامه‌های جانشین‌پروری برای موقعیت‌های حساس 
  • افزایش ارتباط مستقیم مدیران با کارکنان در دوره‌های بحرانی 
  • توجه جدی به فرسودگی شغلی و سلامت روان کارکنان 
  • توسعه الگوهای کاری انعطاف‌پذیر در صورت امکان 
  • پرهیز از تصمیم‌های شتاب‌زده در تعدیل نیرو 
  • تقویت احساس امنیت روانی و اعتماد در سازمان 

چهار. ریسک ضعف تصمیم‌گیری مدیریتی در شرایط ابهام

در فضایِ ابهام، بسیاری از شکست‌های سازمانی نه تنها ناشی از بحران‌های بیرونی، بلکه حاصل تصمیم‌گیری‌های نادرست مدیریتی است. برخی مدیران در شرایط بحران، بیش از اندازه خوش‌بین می‌شوند و برخی دیگر به‌گونه‌ای محافظه‌کارانه عمل می‌کنند که سازمان درعمل قدرت عملیاتی خود را از دست می‌دهد. مدیریت در شرایط ابهام نیازمند سرعت، انعطاف‌پذیری و آمادگی برای اصلاحِ مستمر تصمیم‌ها است. اتکا به بودجه‌هایِ ثابت سالانه، تحلیل‌های ایستا و گزارش‌های دیرهنگام، دیگر پاسخگوی شرایط امروز نیست.

راهکارهایِ پیشنهادی

  • جایگزینی بودجه‌ریزی ایستا با پیش‌بینی‌های دوره‌ای و پویا 
  • طراحی سناریوهایِ مختلف برای آینده‌هایِ محتمل 
  • تشکیل کمیته‌های بحران با اختیارات اجرایی مشخص 
  • تعریف شاخص‌های هشدار اولیه برای ریسک‌های کلیدی 
  • استفاده از داده‌های به‌روز و تحلیل‌های کوتاه‌مدت 
  • برگزاری تمرین‌های شبیه‌سازی بحران 
  • بازنگری در شاخص‌های ارزیابی عملکرد مدیران 
  • تقویت فرهنگ گزارش‌دهی سریع و شفاف 
  • آموزش مدیران در زمینه تصمیم‌گیری در شرایط عدم‌قطعیت 

پنج. ریسک کاهش اعتماد بازار و تغییر رفتارِ مشتریان

در شرایط تورمی و فقدانِ ثبات، رفتارِ مشتریان به‌طور محسوسی تغییر می‌کند. کاهش قدرت خرید، افزایش نگرانی‌های اقتصادی و عدم‌اطمینان نسبت به آینده، موجبِ دگرگونی الگوی مصرف افراد شده است. در چنین فضایی، بسیاری از مشتریان خریدهای خود را به تعویق انداخته یا به گزینه‌های ارزان‌تر روی می‌آورند. هم‌زمان، احتمال بروز رفتارهای پرریسک نیز افزایش می‌یابد؛ از جمله افزایش تقلب، عدم ایفایِ تعهدات و/یا کاهش وفاداری مشتریان. سازمان‌هایی که تنها بر فروش کوتاه‌مدت متمرکزند، در بلندمدت اعتماد بازار و مشتریانِ خود را از دست می‌دهند.

راهکارهایِ پیشنهادی

  • بازنگری در سیاست‌های قیمت‌گذاری متناسب با شرایط بازار
  • تمرکز بر حفظ مشتریان فعلی و تقویت وفاداری آنان 
  • افزایش شفافیت در ارتباطات با مشتریان 
  • طراحی محصولات و خدمات متناسب با کاهش قدرت خرید 
  • تقویت کنترل‌های ضدتقلب و اعتبارسنجی مشتریان 
  • تحلیل مستمر تغییرات رفتار مصرف‌کنندگان 
  • کوتاه‌سازی فرایندهای تصمیم‌گیری در فروش و خدمات 
  • استفاده از داده‌کاوی برای پیش‌بینی تغییرات تقاضا 
  • حفظ کیفیت خدمات حتی در شرایط فشار مالی 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

فضای کسب‌وکار در ایران وارد دوره‌ای شده که در آن، مفاهیمِ «تاب‌آوری و پادشکنندگی» اهمیت بیشتری نسب به رشد یا توسعه پیدا کرده‌اند. در چنین شرایطی، کسب‌وکارهایی شانس بیشتری برای بقا و موفقیت داشته که بتوانند نقدینگی خود را مدیریت، وابستگی‌های پنهان را شناسایی و سرمایه انسانی را حفظ کرده و در شرایط ابهام، تصمیم‌هایِ سریع اما سنجیده و منطقی بگیرند. بسیاری از بحران‌هایِ امروز، کوتاه‌مدت و گذرا نبوده و دارای آثار بلندمدت هستند. ازاین‌رو، مدیرانی موفق‌تر خواهند بود که به جای انتظار برای بازگشت به شرایط عادی، سازمان خود را برای زیست و رقابت در همین محیط پیچیده و بی‌ثبات آماده کنند.